۱۳۹۳ خرداد ۱, پنجشنبه

تو به دنبال انقلابی، انقلاب آنتونیو


اقیانوس پیما
تو به دنبال انقلابی، انقلاب آنتونیو
طناز احدی مقدم

تو به دنبال انقلابی، انقلاب آنتونیو …رازی درمیان نیست ؛ تو به امید اعتقاد داشتی، به مبارزه ”


چشم هایت را بستی، سرت را تکان می دهی و در ذهن آهسته آهسته تمام فصل را مرور می کنی، تمام روزهای آفتابی و ابری، سیاه و سفید، اما بیش از هر چیز پیروزی های ارزشمندی که حالا تو و تیمت را برای سومین سال متوالی قهرمان ساخته، هر چند در این میان چند شکست هم خودنمایی می کند اما مهم نتیجه پایانی است که تو به آن دست یافتی. حالا اقیانوس پیمایی که از یک کشتی شکسته ساخته بودی بیش از پیش به قدرت واقعی خود ایمان پیدا کرده و راه تازه ای که تو به آنان آموختی را پیش گرفته. حالا همه بازگشت بانوی پیر اروپا را باور دارند و دیگر شاهد خوشحالی رقبا از سقوط و ضعف ات نیستی، دیگر تحقیر نمی شوی ، نه تو و نه هوادارانت، همه چیز خوب و عالی پیش رفت، درست همان طور که می خواستی. دیگر به دست تکان دادن و نگاه کردن به بنر های هواداران در طول مسیر ورودی به زمین عادت کردی، به خرد کردن رقبا و شادی پس از اتمام هر بازی. تو دست به انقلابی که می خواستی، زدی و موفق شدی.
  ……………
در مسیر ورودی به زمین به اطراف و به بنرهایی که سراسر ورزشگاه را در برگرفته نگاه می کنی، به بازیکنانت که در حال دویدنند و برای طرفداران دست تکان می دهند، در حالی که بازیکنان رقیب در میدان به احترام شان صف کشیدند و انتظار آغاز بازی را می کشند، انتظار خرد شدن… . در رختکن به بازیکنانت گفته ای ” این است، آخرین بازی فصل، بهترین فصل ما، فصلی که در آن قهرمان می شویم، پس لذت ببرید. “  برای تو هر بازی حکم آخرین مصاف فصل را دارد، پس به نقشه هایی که داشتی می اندیشی، به آنچه که از ابتدا به آن ایمان داشتی، نقشه کشیده بودی برای اوج گرفتن، صعود کردن و ایستادن در صدر و حکومت در لیگ، می خواستی بالا بروی و بالا بمانی و بهترین دوران مربیگریت را تجربه کنی، به گذشته می نگری، به آینده، اما برای تو تاریخ اینجا نیست، تو تاریخ جدیدی را می خواهی، تو به دنبال انقلابی، به دنبال آینده و آینده را همین حالا می خواهی. و حالا آنجایی که می خواهی؛ پس امروز به چیزی جز پیروزی فکر نمی کنی، حتی به امتیازهای لعنتی از دست رفته، امروز ذهنت مشغول سه امتیاز این بازی است و اولین و آخرین ضربه ای که به توپ می خورد. قهرمانی را می خواهی و اجازه نمی دهی از چنگت درآورند و حالا تو و تیمت قهرمانین، قهرمان ایتالیا . این بهترین هدیه ای ست که می توانی برای خانواده بیانکونری، برای یوونتوس تازه تاسیس که خودت سازنده اش هستی، باشد.
اعداد در حقیقت اولین آینه نمایانگر تصویر جدید یوونتوس ساخته توست، اعدادی که رکورد به حساب می آیند و در کارنامه تو که مربی هستی، ثبت می شوند، مربی تیمی که در فصل نخست بی شکست ماند و بی شکست قهرمان شد. یووه رویایی تو موفق به جدال سخت مقابل کارنامه افتضاح فصول گذشته خودش شد و پس از چند سال دوری ، سه اسکودتو را با شایستگی تمام همراه با فریاد سرشار از خوشحالی و خشم  بالای سر برد تا یوونتوس تو با اندیشه های متفاوت از گذشته، با نیروهای تازه نفس، با تفکری جدید و با مربی ای جوان اما باانگیزه؛ مانند تو زندگی اش را آغاز کند.

در این راه تقریبا عوامل موثری در اختیار داشتی، بوفون درون دروازه ات بود و مدافعینت هم می توانستند بهترین باشند. بهترین تیم ها، تیم هایی هستند که کمتر گل بخورند، گل نخوردن هم تنها از دروازه بان خوب برمی آید. اما اگر بوفون گل های کم شماری دریافت کرده یعنی خط دفاعی آنها لیاقت بیشتری دارد. این سیستم ایتالیاست، تیمی که دفاع قوی تری داشته باشد قهرمان است نه تیمی که بیشتر حمله میکند.   خط میانی ات را به خوبی به دست کسی سپردی که بهترین بازیگردان کشورت است. مهاجمی گلزن در اختیار نداشتی اما دل پیرو و دوستانش وظایف خود را در این خط در نخستین فصل مربیگریت در یووه، به خوبی انجام دادند تا همه چیز خوب پیش رود و ثابت شود این تیم به سمت قهرمانی حرکت می کند. اوضاع نسبت به دو فصل گذشته بهتر شده؛ حتی دور از خانه هم پیروز می شوی و همه شاهد تاثیر این تغییراتند، این انتونیو کونته است که می تواند از یک تیم به هم ریخته سازمانی جدید بسازد که تمام نقاط تیمش ، نطقه برتری آن باشد. بنابراین، این رکوردها اتفاقی نیست و نشان دهنده این است که تغییراتی در یووه صورت گرفته، یکی هنگام خرید بازیکنان جدید و دوم در داخل میدان و تفکرات مربی، تغییراتی که به سود یووه بود ، با این حال هرگز انتظار چنین نمایش و چنین نتایجی از یوونتوس تو نمی رفت.
تو و شاگردانت آماده جشن قهرمانی پس از سپری شدن یک فصل استثنایی و بی نظیرید، همه چیز مهیاست، حواست به آخرین ضربه ای است که به توپ می خورد، سوت و پایان ، پیروزی ای که به دست می آید، چیزی نمی تواند جلویت را بگیرد، هیچ چیز. روی آسمان هستی، در آغوش شاگردانت، همه سکوها خالی شدند و هواداران آمدند تا در کنارتان جشن قهرمانی بگیرند؛ این جشن آغاز عصر طلایی توست این اولین عنوان بزرگی است که روی نیمکت یووه به دست آوردی، اما تو اینجا متوقف نمی شوی، چون تو به دنبال انقلابی.


فصل دوم را هم با همان ایده و قدرت شروع می کنی، این بار هم ارقام به سود تو به پایان می رسد، هر چند که بی شکستی فصل گذشته را تکرار نکردی، اما خوب نتیجه گرفتی. فصل را با تغییرات نه چندان زیاد آغاز کردی، با این تفاوت که یکی از بزرگ ترین اسطوره های تاریخ بیانکونری از این تیم کنار گذاشته شده بود، کنار گذاشتنی که بسیاری تو را بی گناه نمی دانستند. در خرید ستاره های دنیای فوتبال ناکام ماندید، بنابراین باید با بازیکنانی که داری به برنامه هایت ادامه دهی. پیش رفتی، هفته به هفته اوضاع بهتر شد. اما هنوز به تو اعتراض می کنند ، برای رفتن الکس، تفاوتی نمی کند ببری یا ببازی، هنوز اعتراض ها را می شنوی اما چشمانت به زمین و نمایش بازیکنانت است، به آنان می گویی می خواهم داستان جدیدی براتان بنویسم، تو می خواهی قهرمان تازه ای برای بانوی پیر اروپا باشی و این راه را از فصلی که آمدی در پیش گرفتی و پیش رفتی و حالا به اینجا رسید که هستی. صحنه ها عوض شده ، عناصر صحنه ها هم تغییر کرده اند و این بار قهرمان کس دیگری است، تو قهرمان شدی ؛ تو اینجایی که فقط تیمت را هدایت کنی و نشان دهی که سن چیز بی اهمیتی است و این که درباره فوتبال چه می دانی و بهتر از همه مربیان پا به سن گذاشته عمل کردی، ارزشمند است.  حالا ثابت می کنی که خیلی زود نتایج بد به گذشته تعلق خواهند داشت، به زودی همه چیز تغییر می کند و دلایل تغییر اوضاع هم تو خواهی بود. پس رازی در میان نیست، تو همان رازی هستی که همه به دنبالش هستند، راز بازگشت یوونتوس، انتونیو کونته، بهترین خرید این تیم در تابستان 2011 ، تو یووه را بار دیگر زنده کردی و به اوج رساندی و تا به امروز پروازتان ادامه دارد چون می خواهید یگانه تیم ایتالیا باشید، امروز همانی هستید که می خواستید، بانوی پیر اروپا یک بار دیگر در سطح نخست فوتبال دنیا دیده می شود و پرچم های سیاه و سفید هر کجا به نشانی شادی و غرور به احتراز در می آیند. آری، تیم تو خوب شروع کرد، فوق العاده شد و تا هفته های آخر نیز استثنایی پیش می رود تا به سرنوشتی رویایی دست یابد. حالا تو می توانی ادعا کنی که از یک کشتی شکسته یک اقانوس پیما ساخته ای، یک اقیانوس پیمای قدرتمند که این بار برای جام های اروپایی نقشه کشیده، به دنبال تاریخ جدیدی هستی که با تو آغاز شود، از لحظه به صدا در آمدن نخستین سوت تا نواخته شدن آخرین سوت به این اندیشیده ای، به عصر طلایی تو، انقلاب انتونیو، تو از یک کشتی شکسته، یک اقیانوس پیما ساختی.

۲ نظر: