۱۳۹۲ آبان ۲۵, شنبه

دل پیرو : دنبال چیزهای جدید بودم، نه تیمی نو، بلکه زندگی ای تازه

شاید تغییر روش زندگی کمی سخت باشد اما لحظاتی فرامی رسد که به خوبی حس می کنید باید دست به تغییراتی هر چند سخت و در لحظاتی غیر ممکن به نظر می ایند، بزنید تا به شرایط ایده آل و حتی بهتر برای ادامه راه زندگی تان دست یابید. برای شروع این تغییر باید خوب و در آرامش بیاندیشید و در ادامه باید جرات و شجاعت تغییر و طی کردن راهی تازه با مشکلاتی تازه تر را داشته باشید تا موفق شوید.  زمانی که الساندرو دل پیرو، قاره اقیانوسیه و شهر سیدنی را برای آینده فوتبالی خود برگزید نشان داد گاهی برای تغییر جهت و روش زندگی باید به راه های تفاوت ، کاملا متفاوت و تازه اندیشید و دست به حرکتی نو زد. تصمیم و حرکتی که نشان از پختگی شخصیت اله در کنار احترام به گذشته و خواسته های خود و دوست دارانش  در کنار هر انچه که در این سالها به دست اورده بود، است .
" چند سال پیش بعد از یک شکست سنگین که تحمل آن بسیار دشوار بود تصمیم گرفتن برای تعطیلات به  دور ترین جای ممکن از ایتالیا که می توانستم آن را در نقشه پیدا کنم سفر کنم. این یک فرار بود، فرار به جایی نامعلوم و به مقصدی نامشخص. تنها مسئله مهم رفتن و دور شدن بود. مدت ها پس از آن این حرکت را به دلایل متفاوتی دوباره انجام دادم اما اینبار نه بعد از یک شکست. بعد از بالا بردن جام قهرمانی برای آخرین بار به عنوان کاپیتان یوونتوس، در آن لحظه نباید فرار می کردم، هیچ دلیلی برای فرار کردن و دور شدن وجود نداشت.
اما لحظاتی وجود دارند که در آن فرار و تغییر همانند یکدیگر عمل می کنند. لحظاتی که در آن شدیدا از نظر فیزیکی خسته هستیم و نیاز داریم که از روزمره گی های مان دور شویم. این بار این یک جهش به سمتی بهتر و جهشی مثبت است . مانند دیدن یک فیلم ویدویی تازه و متفاوت از قبلی ها اما با همان انگیزه و جذابیت که می تواند پر از انرژی باشد.
بله، دقیقا همین است، استرالیا دوباره مرا شارژ کرد و به من چیزی را داد که به آن نیاز داشتم. بعد از ترک یوونتوس پیشنهادات بسیار زیادی را دریافت کردم، به ویژه از ایتالیا که بسیار بیشتر از آن چیزی بود که انتظارش را داشتم. بعد از نزدیک به بیست سال پوشیدن پیراهن سیاه و سفید بیانکونری که ایتالیایی ها یا عاشق آن هستند یا از آن نفرت داشتند هرگز نمی توانستم تصور کنم که تیم های بسیار زیادی خواهان کسی باشند که تا آخرین روز کاپیتان تیم رقیب بود.
مدیران، مربیان و هم تیمی هایی که سعی در وسوسه کردن من داشتند، به ویژه سعی در تحریک کردن حس انتقام که من برابر یوونتوس قرار بگیرم اما من هرگز چنین چیزی را تجربه و حس نکردم. نمی توانی گذشته ات را پاک کنی، به هر حال من هرگز آن را پاک نمی کنم. همیشه گفته ام که در هیچ تیم ایتالیایی جز یوونتوس بازی نمی کنم، با وجود احترام به سایر تیم های وطنم. من به عهدم وفادارم.
در ابتدا و به عنوان بازیکنی بدون قرارداد، پیشنهاداتی از تیم های سطح دوم اروپا که امکان بازی در لیگ قهرمانان اروپا را داشتند دریافت کردم و بعد صحبت از تیم های آمریکای جنوبی به میان آمد و پیشنهاداتی از این کشورها.
در واقع هنوز با ذهنیت قدیمی  " الساندرو دل پیرو" فکر می کردم، هنوز نمی توانستم هضم کنم که قبلا در آن فیلم ویدویی فوق العاده حضور داشتم : همان آخرین روز فراموش نشدنی همراه یووه در یوونتوس استادیوم با آن حضور شگفت انگیز و احترام بی نظیر حاضرین در ورزشگاه.
هنوز متوجه نشده بودم، هنوز هضم نمی کردم ، در واقع چیزهای متفاوتی می خواستم، نه چیزی بیشتر : چیزی که ممکن نبود. من یکی از بهترین های ایتالیا بودم که همراه باشگاه ام همه افتخارات را به دست آورده بودم و همراه تیم ملی ایتالیا در جام جهانی 2006 قهرمانی را تجربه کرده بودم. در بیست سال 300 کیلومتر در ساعت دویده بودم و این در ورزش به معنای پیروزی  و برنده بودن است و همین طور با یک قهرمانی ، تیم را ترک کردم.
چه چیزی می توانست همان احساس را دوباره به من بدهد؟ چه مقایسه ای میان نوستالژی که به من حمله می کردند وجود داشت؟ هرگز نمی خواستم به بازی کردن با شرایط قبلی برگردم، برعکس به جلو نگاه کردم، مانند کاری که همیشه انجام دادم. این بهترین است. به این ترتیب زمانی که در تعطیلات بودم سعی کردم که افکار و ذهن خودم را سازماندهی کنم. در افکارم غرق شدم و متوجه شدم که ان چیزی که قبلا می توانستم داشته باشم دیگر نیست.
نه، دیگر نیست . می بایست به دنبال چیزهای متفاوت می گشتم، تجربه ای تازه که می توانست به من حس تمرین کردن و عرق ریختن در یک تمرین را با توجه به تجربیات من بدهد، با همان ذهن و هدف همیشگی و با همان عشق و قلب کودکی که همیشه دویدن پشت یک توپ در آن وجود داشت. به این ترتیب نظر و دیدگاه من تغییر کرد : متوقف شدم و به این فکر کردم و به دنبال تیم و لیگی رفتم که به من تجربه و حسی را بدهد که قبلا آن را تجربه کرده بودم و دیده بودم.
شروع به بررسی پیشنهاداتی کردم که به من چیزهایی بیشتر از یک قرارداد فوتبالی، بیشتر از پول قرارداد، بیشتر از فرصت های بازگشت به تکرار پیروزی هایی که پیش تر آن ها را به دست آورده بودم. نه یک تیم تازه، بلکه زندگی ای نو و ذهنیتی تازه . سیدنی و استرالیا را انتخاب کردم، برای زندگی ای تازه.
استرالیا مترادف با قبل و بعد من است. حتی برای زمانی که دیگر اینجا نخواهم بود، همواره از آن به عنوان نقطه عطفی در زندگی من ، نه تنها زندگی حرفه ای ام از آن یاد می کنم. پیش از این همیشه عادت داشتم به عنوان الساندرو دل پیرو در تمامی لحظات چه در داخل و چه خارج از میدان باشم. من همیشه می خواستم که زندگی شخصی ام را دور از اذهان عمومی نگاه دارم ( این مسئله را با افتخار بیان می کنم ) .. دل پیرو فوتبالیست از الساندروی پدر، شوهر، پسر، برادر و دوست .... جدا است.
اما در ایتالیا و اروپا در مجامع عمومی و خارج از چهاردیواری خانه ام نبودن دل پیرو امری غیر ممکن است.  شکایت نمی کنم ، برعکس دیدن و دریافت احساسات و محبت های مردم مرا فوق العاده خوشحال می کند و به من حس ممتاز بودن می دهد که هرگز انکار نمی کنم. به ویژه زمانی که فرزندانم متولد شدند. بیش از پیش تلاش کردم که نرمال و عادی باشم و این همان چیزی است که در استرالیا یافتم.
در واقع موفق به کشف دوباره چیزهایی که فراموش کرده بودم، شدم : رفتن به پارک با فرزندانم ( کاری که من با پدرم در کودکی انجام می دادم )،  قدم زدن در شهر مانند توریستی در جایی که در ان زندگی می کنی، در اختیار گذاشتن زمان برای خانواده ام و برای خودم، تجربه جدید در جایی که هیچ شناختی از آن قبل از آمدن مان به سیدنی نداشتیم.
در زندگی من، همراه با بازی در تیم سیدنی تغییرات زیادی ایجاد شد، زندگی و انجام کارهای روزانه در کشوری متفاوت از ایتالیا به من تجربیات بسیار ارزشمندی می دهد. این به معنای قضاوت ارزشها نیست بلکه سادگی یک واقعیت را بیان می کند. در استرالیا تقریبا همه مهاجر هستند چه کسانی که آمده اند و چه کسانی که بعدها به اینجا می آیند. با ایتالیایی های زیادی ملاقات کردم به عنوان مثال برخی که هنوز فکر می کنند من در تورینو هستم. هر کدام از آنها تاریخچه و داستان ویژه و سزاواری دارند که مانند یک کتاب است. و یک زندگی واقعی، آنها عاشق ایتالیا هستند حتی با وجود اینکه فاصله بسیار زیادی دارند. این باعث میشود که بیشتر به ایتالیایی بودنم افتخار کنم ، به کشور و هر کسی که باعث شد تا هویت این کشور حتی برای سایر ملل با ریشه های متفاوت و حتی برای کسایی که اینجا زندگی می کنند قابل احترام باشد.

0 commenti:

ارسال یک نظر